خوش آمديد  
منوي اصلي
صفحه اصلي
درباره نويسنده
كتابها
مقالات
مصاحبه ها
فروش سي دي آموزشي
تماس با ما


 
 

   صفحه اصلی

 

 شهر گذشته

زندگی مرا بر بالهای خویش نشاند و با خود تا فراز قله جوانی برد.
 آنگاه علامتی داد و به پشت سر خود اشاره کرد. نگاهم را بر گرداندم
و شهر عجیبی را دیدم، که از آن دودی تیره و رنگارنگ بر می خاست
پس از لختي فریاد بر آوردم: ای زندگی، این چیست ؟ زندگی پاسخ داد:
این شهرگذشته است. و من به اين صحنه ء شگفت انگيز نگريستم و مناظر بسياري را ديدم؛ خیابانهای خواهش رادیدم، پهن گسترده و به مانند رودخانه هایی در میان دره ها، زیارتگاههای رویا را آرایش یافته با خفتگی و  ویران گشته با بیداری ، كلبه هاي حقير را مسكن، آنگاه زندگی به من علامتی  داد و گفت: در پی من بیا، و من پاسخ دادم: ای زندگی، دیگر به کجا   می رویم؟ 
و زندگی گفت: به شهر آینده. من گفتم: ای زندگی به من رحم کن خسته ام، اما زندگی پاسخ داد: پیوسته به شهر گذشته خیره شدن بی خردی است.
 نگاه کن، شهر آینده علامت می دهد...

 


                                                     
 
 
Copyright: 2010 © Efatsharif.ir All rights reserved. Powered by: webproje.ir